⚘️ شهید عبدالحمید انشائی، افسر شجاع ارتش جمهوری اسلامی ایران، در سرمای طاقت‌فرسای ارتفاعات شیاکوه و در دل عملیات مطلع‌الفجر، زخمی، تنها و بی‌پناه ایستاد؛‌ اما نرفت. دشمن پیش می‌آمد و او با دستان خون‌آلودش، بی‌سیم به دست گرفت و با صدای آرام و محکم گفت: «گرای دشمن را می‌دهم... حتی اگر روی سر خودم باشد، بزنید»

⚘️ آخرین کلماتش لرزه بر جان می‌اندازد، نه از ترس، بلکه از عظمت: «از قول من به امام و مادرم بگویید: شیاکوه لرزید، اما انشائی نلرزید سلامم را به رهبر و مادرم برسانید.»

⚘️ او رفت، اما ایمان و غیرتش در بلندای شیاکوه تا همیشه باقی ماند

 

b_300_0_16777215_00_images_photo18096493445.jpg

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید